ژان بودریار، فیلسوف معاصر فرانسوی، از پیشگامان اندیشه پسامدرن است.
اندیشههای بودریار بهویژه در حوزه جامعه مصرفی و نقش رسانهها در آن حائز اهمیت است.
بودريار اين جهان را به عنوان فرا واقعيت توصيف مي کند.نمايشهاي تلويزيوني مربوط به اخبار مهيج و جنجالي روز كه اين روزها در تلويزيون بسيار بيننده دارد نمونه هاي خوبي از اين فرا واقعيت به شمار مي آيند، زيرا دروغ بافيها و تحريف هايي كه به بينندگان منتقل مي كنند فراتر از واقعيت يا همان فرا واقعيتند. و بدین ترتیب تشخيص چيزهاي واقعي از صحنه تماشا امكان ناپذير شده است.
تلويزيون به خودي خود با منطق مخالف نيست. درست برعكس يعني اطلاعات را براي ما تعميم مي دهد و تأمين مي كند و قادر است تا با فشار دادن يك کلید همزمان و در هر نقطه از جهان اين اطلاعات را پراكنده كند و هر كسي با استفاده از اين قدرت مي تواند از تمام مسايلي كه در تمام پهنه جهان روي مي دهد با خبر شود، اما وي از طبيعت تك سخنگوئي، رسانه هاي شفاهي شكايت مي كند و( در كتاب نماز ميت براي رسانه ها)، راديو و تلوزيون را سخنرانان بدون پاسخگو مي نامد. به عقيده بودريار رسانه ها پديدههاي شگفت انگيزي هستند كه هم واقعيت را تشديد مي كنند و هم براي آن جانشين مي آورند بدون آنكه هرگز به درك حقيقت نائل شوند.
بودریار در کتاب امریکا (۱۹۸۶) که نوعی سفرنامه نیز به شمار می رود، کلیه جلوه های حاکم بر جامعه امریکا را مصداق بارز واقعیت مجازی قلمداد کرده و می گوید در این سرزمین شکاف میان واقعیت حقیقی و واقعیت مجازی از میان رفته است. در حقیقت وانموده های وسوسه انگیز و فریبنده جای واقعیت خشک و بی جان را می گیرد.
به نظر بودریار در جامعه مصرفی که متناسب با عصر پسامدرن است، رسانهها به نشانه بدل شدهاند و واقعیتها را همچون گذشته منتقل نمیکنند. این به آن دلیل است که رسانهها رویدادها و واقعیتها را آنگونه که خود میخواهند تغییر میدهند.
حال تاملی میکنیم بر تاثیری که رسانه ها بر گروه ها به خصوص اقلیت های قومی میتوانند داشته باشند.همانطور که مطرح شد گاه رسانه به تشدید رویداد ها میپردازد همجنین میتواند تنها جوانب خاصی را در توصیف یک گروه مورد تاکید قرار دهد از این رو گزینشی بودن اخبار،باعث میشود مخاطبی را که رسانه را منبع اطلاع خود میداند، تصویری را از گروه مورد بحث در ذهن داشته باشد که مکررا به او تزریق شده ،در اینجا رسانه ممکن است به منظور حفظ جوانب تهیج و جلب مداوم مخاطب ،یک گروه را تنها زمانی تیتر خبری خود قرار دهد که برخورد هایی در آن رخ داده باشد،اگرچه ممکن است در درون برخی از اقلیت ها به دلیل موقعیت و شرایط خاصشان آشوب های ادواری وجود داشته باشد اما رسانه با این عمل یعنی تنها با به تصویر کشیدن جوانب منفی ، از یک گروه تصویری رعب انگیز بر جای خواهد گذاشت بدون اینکه دوره های طولانی را که برخوردی درونی وجود ندارد را به تصویر بکشد به این ترتیب مخاطب همچنان بر اساس ذهنیت ساخته شده اش از آن اجتنابی مداوم خواهد داشت چرا که این ویژگی را همیشگی میداند. در مقابل ، رسانه میتواند گروه و فضایی دیگر را به دلیل ملاحظات سیاسی ،مذهبی ،اقتصادی-توریستی و... به فضایی خواستنی و آرمانی بدل کند.
رسانه بر اساس تصویر سازی که پیرامون هر گروه دارد علاوه بر تاثیری که بر مخاطب خارج از گروه مورد توصیفش دارد بر خود اعضای آن گروه هم تاثیراث متفاوتی خواهد داشت.به عنوان مثال و خلاصه میتوان گفت زمانی که فردی از نظر روانی مدام بر او یک ویژگی شخصیتی تلقین شود به مرور آن خصوصیت در وی ممکن است درونی شود.
با این اوصاف این شمایید که میتوانید قضاوت کنید که رسانه برای اقلیت قومیتان ودر اقوام و اقشار دیگر در چه حکمی عمل کرده است!