آینده از آن اوست

  شهر خاموش و خواب آلود، آسمان کویر ماه در آغوش گرفته ،نسیم شبانگاه بوی گل های وحشی  میدهد.

سر بر زانوانش گذاشته بود پلکهایش آرام آرام در هم فرو رفت  به صورتش خیره شد چقدر معصوم ودوست داشتنی  انگار همین دیروز بود که خداوند به آنها دختری زیبا هدیه داد با امدنش همه شهر را خبر کردند چهل روز بساط شربت و حلوا به راه بود همه مراقبش بودند نکند سرش راکج گذاشتته  خوابش ببرد  نکند چشمش سیاه نشده نظر بدی بخورد نکندگرسنه سر بربالین بگذارد نکند لباس عید نداشته حسرت بخورد

ادامه نوشته

کمبود موسسات خیریه دربلوچستان

فقرا بخش بزرگی از جامعه مارا تشکیل دادهاند کسانی که برای به دست اوردن لقمه ای نان درزحمت اند و باید مننت هرکسی رابکشند وعزت وابروی خود را برای سیر کردن شکم بچه هایشان خرج کنند .اینان همان کسانی اند که هرروزه در پیاده روهای شهرمیبینیم شان وبی اعتنا ازکنارشان میگذریم به این خیال که گدای اند ومردم راسر کیسه میکنند این اعتقاد خیلی هاست که فقرابه خود زحمت کار کردن نمیدهند و مردم رافریب میدهندو...

ادامه نوشته